RSS

نشریه آژیر- شماره7

شماره 7 نشریه آژیر را از اینجا دریافت کنید

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 24 اوت 2011 در آرشیو نشریه

 

مسئله رفع ستم ملی در گرو پیشروی سوسیالیسم کارگران است

 بیانیه مشترک نشریه آژیر و وبلاگ کارگران سوسیالیست کردستان :

در طول تاریخ جنبش کارگری ایران، رفع ستم ملی همیشه امر سوسیالیست ها بوده است و از همان ابتدای تشکیل اولین محفل های کمونیستی بر دروازه کمونیسم ایران یعنی آذربایجان، همیشه سوسیالیستها در صدد بودند تا از زاویه سوسیالیستی و به عبارتی از زاویه منافع زحمتکشان جامعه برای این مسئله پاسخی داشته باشند. اما  رفع ستم ملی هم به مانند سایر جنبشهای اجتماعی با فروپاشی شوروی و با آوار شدن دیوار برلین بر سر سرمایه داری دولتی بلوک شرق، دستخوش تغییرات گشته و متعاقباً فضا و میدان نیز برای آلترناتیوهای ارتجاعی ناسیونالیستی مهیاتر گردید. Read the rest of this entry »

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 24 اوت 2011 در اطلاعیه ها

 

مقاومت کارگران تکل ترکیه در شهر

مجموعه خاطرات جنبش کارگری ترکیه (شرکت تکل است) که به صورت روزمره به توسط یکی از شاهدان و شرکت کنندگان بیرونی جنبش به عنوان یک مارکسیست(HURIYE ŞAHIN-حوریه شاهین) انگاشته شده است.

از این پس، به صورت مسلسل منتشر می گردد.

14 دسامبر 2009

هوا نیز از کارگران کناره می گیرد. در پی یک سکوت بلند مدت، یک حرکت و جنبش رشد می کند. در اخبار شب چنین متوجه می گردم که کارگران شرکت تکل(شرکت ساخت سیگار و مشروب) به آنکار می آیند و قلبم در هیجان شروع به تپیدن می کند. یک امید برای طبقه کارگر ترکیه. Read the rest of this entry »

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 24 اوت 2011 در مقاله ها

 

زمزمه های سرخ- نگاهی به شکل گیری هسته های سرخ کارگری در آذربایجان

انگیزه اصلی نگارش متن زیر پرداخت به دغده ایست که سالهاست ذهن نگارذنده را به خود مشغول نمده است. آذربایجان با پیشینه ای پربار درمبارزه علیه سرمایه و استبداد چه شد طی سی ساله اخیر از جمله نکات بی سروصدا و حتی حیاط امن رژیم بدل شده است. ریشه رادیکالی که از انجمن حقیقت تا جنبش فدایی صد سال مبارزه را در خود جای  داده است. دستاورد این تجربیات مبارزاتی چگونه ممکن است چنین به محاق فرو رفته باشند. منطقه ای که حیدرخان عموغلی وجعفر پیشه وری تامرضیه احمدی و علیرضا نابدل و صمد بهرنگی را در دل خویش پروراند در سی ساله بعد از انقلاب 57 چرا و تحت چه شرایط عینی و اقتصادی اجتماعی عقب گرد نمود و سکوت اختیار کرده است. نبود سنت مبارزاتی حزبی و سازمانی و نفی آن در این مدت به کدام ضرورت انجام شده و تبلیغ گردیده. در حالی که کردهای متحد مبارزاتی ضد استبدادی آذری ها در این سی سال روزهای سرخی را در تاریخ خود ثبت نمودند و با مقاومتی انقلابی احزاب و سازمانهای سنتی خویش را تعطیل نکرند.آذربایجان همواره از ورود به حرکتی حزبی وحشت داشته است. Read the rest of this entry »

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 24 اوت 2011 در مقاله ها

 

مطالعه آثار مارکسیستی در نزد کمیته های کمونیستی

بعضاً کمیته های شهری کمونیست های جوان را در صدد بوده اند تا به محافل مطالعاتی تقلیل دهند، اما آیا تجمع انسانها را در یک حلقه می توان کمونیست نام گذارد؟

مارکس در تزهایی درمورد فوئرباخ به درستی نقطه تفاوت کمونیست ها را با انواع نگرش های سوسیالیستی غیر کارگری بر مشی عملی و آن نیز در عرصه اجتماعی و واقعیت یافت می نماید، بدین معنا، آنها که خود نسخه ای بر مطالعه و گسترش آن می پیچند از آن دست بوده که فکر می کنند با شکستن تصورات و دور ریختن آنها از ذهن می توان اساس تغییر را بنیان نهاد، اما ما اذعان می داریم که کمیته کمونیستی شهری همچنان که مطالعات سیستماتیک خود را برای طرح استراتژیک سوسیالیستی و کارگری ضروری می داند، اما هیچگاه تئوری را در نزد خود که با برون ریزی آن و آبدیده نمودن آن در کوران مبارزه به کار می بندد. Read the rest of this entry »

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 24 اوت 2011 در مقاله ها

 

نگاهی بر زندگی جان باخته راه آزادی همت اسم زاده

همت اسم زاده فرزند علی اسم زاده درمحله فرود آباد سولدوز متولد شد. او  شش برادر و یک خواهر داشت ، همت از دوران کودکی برای تامین زندگی خانواده کار میکرد و پدرش را در پخش نفت یاری می رساند.

همت علیرغم تمام سختی های زندگی،  دیپلم گرفت  ولی بدلیل مشکلات  زندگی نتوانست به تحصیلات ادامه دهد، و لی مغازه ای در میدان تره بار سولدوز خرید و مشغول کار شد.

او از دوران نوجوانی  به فرهنگ آذربایجان  علاقه مند بود و تمامی  ترانه ها ، پاکوبی ها و رقص های ایل قاراپاپاق را یاد گرفته بود. همت انسانی صمیمی، خوش رو بود. Read the rest of this entry »

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 24 اوت 2011 در مقاله ها

 

فریاد کن ای کارگر!

حسین جداری

در چنگ بیداد وستم ، فریاد کن ، ای کارگر

عصیان علیه اینهمه ، بیداد کن ، ای کارگر

سرمایه دار خیره سر، خونت مکد زالو صفت

تا بگسلی بند ستم ، فریاد کن ، ای کارگر

شیخ پلید کینه جو ، از خون تو سازد وضو

خود را رها ، از چنگ این شیاد کن ، ای کارگر

کس نیست در فکر تو در این شهر پر مکر و فریب

خود را بدست خویشتن، آزاد کن ، ای کارگر

تا حق خود گیری از این خصمان استثمارگر

عزمت قوی ، چون آهن و پولاد کن ، ای کارگر

این رسمهای کهنه تبعیض و استثمار را

زیر و زبر، ازریشه و بنیاد کن ، ای کارگر

بر جای این دنیای پر اندوه زور و بردگی

دنیائی از صلح و صفا ، ایجاد کن ، ای کارگر

آنگاه ، با دستان خود، با دولت شورائیت

این خانه ویرانه را ،آباد کن ، ای کارگر

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 24 اوت 2011 در هنر و ادبیات

 
 
دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.